خانه » اخبار » آیا کودکان مهاجر افغان در ایران به تعلیم و مکتب دسترسی خواهند یافت؟

آیا کودکان مهاجر افغان در ایران به تعلیم و مکتب دسترسی خواهند یافت؟

آیا کودکان مهاجر افغان در ایران به تعلیم و مکتب دسترسی خواهند یافت؟

در آستانه شروع سال تعلیمی جدید در ایران، کاربران فضای مجازی به یاد کودکانی بوده‌اند که از تعلیم جا مانده اند، به شمول کودکان مهاجر افغان. بنا بر آمار غیر رسمی نزدیک به یک میلیون کودک مهاجر در ایران از تعلم محروم اند.

Afghanistan Twitter-Protest für Recht auf Bildung von Kindern (Twitter)

آلمان کشور مهاجرپذیری نیست، لااقل تا کنون نبوده است. تاریخ مهاجرت به این کشور قدمتی ۶۰ ساله دارد که آن هم مختص کارگرانی است که تنها برای کار به این کشور آمده بودند و قصدی برای ماندنشان در اینجا نبود. بدین معنا و در مقایسه با کشورهایی مثل کانادا، آمریکا و استرالیا و یا حتی بریتانیا، هنوز نمی‌توان آلمان را کشوری مهاجرپذیر دانست.

در ۳۰ سال اخیر اکثر مهاجران به آلمان پناهجویانی از ایران، افغانستان و کشورهای افریقایی و اخیرا از کشورهای عربی مثل سوریه و لیبیا و عراق بوده‌اند. پروسه پناهجویی در اینجا بدین صورت است که پس از اعلام پناهجویی و ثبت فرد به عنوان پناهجو، او اجازه کار ندارد اما با این وجود کودکان پناهجو باید فورا در مکتب‌ها ثبت‌نام شوند؛ حتی با وجود ندانستن زبان آلمانی.

این که کودکان در چه مقطعی ثبت‌نام شوند با توجه به آخرین سالی که در کشور خودشان مکتب رفته‌اند و انجام یک امتحان کوتاه صورت می‌گیرد. پس از بالا گرفتن موج پناهجویی به اروپا و آلمان، در یکی دو سال اخیر، برای این کودکان کلاس‌های ویژه موقتی برپا شده که در آن این کودکان ابتدا زبان آلمانی را به صورت فشرده یاد می‌گیرند و پس از گذراندن این دوره وارد مکتب‌های معمولی می‌شوند.

همه اینها را می‌توان کنار این برداشت کلی گذاشت که “آلمان کشور مهاجرپذیری نیست و قوانین‌اش چندان مهاجرنواز نیستند”. آن وقت شاید بتوان تصور کرد که در کشورهای اسکاندیناوی که از این لحاظ گوی سبقت را از دیگر کشورهای اروپایی ربوده‌اند چه تسهیلات بیشتری برای این کودکان وجود دارد.

ایران هم کشور مهاجرپذیری نیست. عمر مهاجرت انبوه و گسترده به این کشور شاید بیشتر از ۳۰ سال نباشد که آن هم مربوط به حمله شوروی سابق به افغانستان و شروع جنگ در این کشور است. پیش از آن البته مهاجرانی از میان شیعیان عراقی هم در ایران سکونت داشتند که تعدادشان آن قدرها زیاد نبود و به “معاودین عراقی” معروف بودند. تعداد آنها هم در ۳۰ سال اخیر و پس از جنگ ایران و عراق افزایش یافته است.

اما شاید تفاوت عمده میان ایران و آلمان در فرهنگ مردم این دو کشور و یا لااقل در آنچه بدان مشهور هستند، باشد: مهمان نوازی. در هر سفرنامه‌ای از ایران این واژه را در اولین صفحات می‌توان پیدا کرد. خود ایرانیان نیز بسیار به این صفت خود می‌بالند و آن را عزیز می‌دارند.

وقتی تمامی این داده‌ها را کنار هم می‌گذاریم انتظار داریم اگر نه قوانین، لااقل جامعه ایرانی بیشتر از جامعه آلمانی پذیرای مهاجران به خصوص کودکان مهاجر باشد اما چنین نیست.

نصب پلاکاردهایی با این مضمون در مکتب‌های ایران که “ما نمی‌خواهیم بچه‌هایمان کنار کودکان افغان در کلاس بنشینند” یا “اینجا محل تحصیل کودکان ایرانی است نه افغان”، تنها یکی از نشانه‌های فرهنگ “مهاجرستیزی” ایرانیان است.

حدود دو میلیون مهاجر ثبت‌شده در ایران

طبق آخرین سرشماری نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، یک میلیون و ۵۸۴ هزار مهاجر افغان، ۳۴ هزار و ۵۰۰ مهاجر عراقی و ۱۴ هزار و ۳۰۰ مهاجر پاکستانی در ایران زندگی می‌کنند. ۷۳۰ مهاجر از کشور ترکیه و ۲۰ هزار و ۸۵۰ نفر از سایر کشورها نیز در ایران سکونت دارند. این البته تنها شامل مهاجران ثبت‌شده و به اصطلاح قانونی است.

مشکل نام‌نویسی کودکان این مهاجران در مکتب‌ها اما بیشتر متوجه مهاجرانی است که ثبت‌نام نشده‌اند و کارت مهاجرت یا اقامت ندارند.

دو سال پیش آیت‌الله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران دستور داد کلیه کودکان افغان اعم از ثبت‌شده یا نشده در مکتب‌ها شامل شوند. تا پیش از این دستور، مکتب‌ها از ثبت‌نام این کودکان خودداری می‌کردند و  در نتیجه برخی از آنها در مکتب‌های غیر رسمی با عنوان “مدارس خودگردان” درس می‌خواندند که عمدتا از کیفیت آموزشی بسیار پایین و فضای آموزشی نامناسب برخوردار بودند.

با گذشت دو سال از این دستور، کودکان مهاجر و عمدتا افغان، همچنان با مشکل ثبت‌نام در مکتب‌ها روبرو هستند. این مشکلات از دریافت غیرقانونی هزینه مکتب گرفته تا موانعی چون سن کودکان، نداشتن گواهی ولادت و … متفاوت است.

یک فعال حقوق کودک از تهران به دویچه وله می‌گوید:  «فکر می‌کنم در عین اینکه این دستور صادر شد اما بستر لازم برای تغییر نگاه به کودک مهاجر افغان در ایران تحقق پیدا نکرده است.»

او مواردی از این “نگاه به کودک مهاجر” را برمی‌شمارد: «سیاست‌های آموزش و پرورش آغوش باز برای مهاجران نیست مثلا برای ثبت‌نام، برگه ولادت می‌خواهند، پدر و مادر حتما باید موقع ثبت‌نام حضور داشته باشند، سن کودک باید حتما سن تعیین‌شده آموزش و پرورش برای مقطع ابتدایی یا دبیرستان (لیسه) باشد، باید فارسی بلد باشند، باید شهریه (فیس) بدهند و…»

این موانع در حالی جلوی این کودکان گذاشته می‌شود که اکثر کودکان مهاجر گواهی ولادت ندارند، پدر و مادر اکثر آنها در ایران نیستند، بیشتر آنها به دلیل بازماندن از تحصیل و روند مهاجرت، کبر سن دارند و سن‌شان از ۶ تا ۱۱ سالی که آموزش و پرورش برای مقطع ابتدایی تعیین کرده، بیشتر است، اکثر آنها کودکان کار هستند و نمی‌توانند به طور مرتب و منظم در کلاس حضور داشته باشند، برخی شان فارسی بلد نیستند یا با لهجه افغانی صحبت می‌کنند و از همه مهم‌تر اینکه توانایی پرداخت هزینه مکتب را ندارند.

 دویچه وله

Check Also

دختر افغان توسط برادرش در اتریش به قتل رسید

صدای مهاجر – یک دختر ۱۴ ساله افغان توسط برادر ۱۸ ساله اش در شهر …

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *

error: Content is protected !!